اولین ها در هنر سینما تمام نواوری تکنیکی و هنری محصول تفکر اولین افرادی است که هر یک نوعی با کشف اصول و قوانین سینما توانستند قواعد اولیه را در هنر سینما به وجود اوردند و بیان فیلم را از شکل ساده ان با کمک ترفندهای جدید دگرگون ساخته،و این شکل را کامل تر به تماشاچی ارائه دهند.زیرا سینما در همان سال های اول تازگی خود را از دست داد و دیگر فیلم برداری از مناظر اطراف جذابیت لازم را نداشت،قواعد کلیشه شده سینمای ان روز به تدریج توسط کارگردان های مبتکر شکسته شد. *ژرژ ملی یس:ملی یس در جوانی شعبد باز بود،شاید شغل او زمینه ای شد تا بتواند حقه های سینمایی یا«تروکاژ»را در سینما به وجود اورد. ملی یس برای اولین بار نشان داد که سینما همان قدر که قدرت بیان و ارائه واقعیت را دارد،قادر است قصه ها و تخیلات را نیز تجسم بخشد و به این ترتیب او عناصری غیرواقعی را در سینما به کار گرفت و سینمای «فانتزی»یا تخیلی را ابداع کرد و به همین دلیل او را«پدر سینمای علمی-تخیلی» می دانند.ملی یس اولین فردی است که در سینما از نمایشنامه های معروفی چون هملت و ژاندارک استفاده کرد و اقتباس ادبی را در سینما رایج نمود.ملی یس را،«پدر داستان گویی فیلم»می نامند. نقل و روایت داستان های خیالی و استفاده از حقه های سینمایی مانند غیب شدن افراد و اشیاء از ابداعات ملی یس بود. دوربین ملی یس نیز مانند دوربین لومیرها در یک جا ثابت ماند و فقط بازیگران از گوشه کادر وارد و از سمت دیگر خارج می شدند. اثار:سفر به ماه،فتح قطب،ماجرای دریفوس *ادوین پورتر:ادوین پورتر داستان پردازی سینمایی را از شیوه خشک و تئاتری و پشت سرهم قرار دادن ماجراها فراترها برد.او نشان داد که سینما،قابلیت جا به جایی ازادانه ی مکان و زمان را دارد و می تواند مفهوم جدیدی برای تماشاگر خلق کند و به این ترتیب او «تدوین»یا «مونتاژ»را در سینما ابداع کرد. پورتر در فیلمی که به نام «سرقت بزرگ قطار»ساخت قدمی فراتر از سینمای ان روز برداشت.این فیلم اولین فیلم وسترن تاریخ سینما بود.وی برای اولین بار فیلم برداری وقایع مختلف مرتبط با هم و مونتاژ ان ها به یکدیگر،به صورتی که همزمانی این وقایع را خاطر نشان می ساخت و شکلی پیچیده تر به بیان یک قصه ساده،در سینما می داد.او با حفظ تداوم زمانی یک قصه ساده،موضوع را در مکان های جدا از هم به صورت همزمان پیش برد.به همین دلیل او را«پدر تدوین فیلم»می دانند.سرقت بزرگ قطار وسترن تاریخ سینما است. پورتر برای اولین بار از تغییر زاویه دوربین فیلم برداری(که تا ان زمان ثابت بود)استفاده کرد.در نتیجه با تغییر زاویه،فیلم دارای برش های مختلف شد.(زیرا با هر تغییر زاویه ای،دوربین خاموش و دوباره روشن می شد.)او برای ایجاد هیجان در داستان فیلم به شکلی صحنه ها و نماها را به هم پیوند داد که برای اولین بار «مونتاژ موازی»خلق شد.(گریختن راهزنان و کشف دزدی در همان زمان و با هم به صورت کات به کات) اثار:زندگی یک مامور اتش نشانی،سرقت بزرگ قطار. *دیوید وارک گریفیث:سینمای امریکا قواعد اصلی داستانی و تصویر خود را با «گریفیث» اغاز کرد.به همین دلیل او را «پدر سینمای امریکا»می دانند. همان طور که گفتیم تا پیش از گریفیث همیشه فیلم ها از نماهای باز یا لانگ شات تشکیل می شد که کل جزئیات صحنه را در بر می گرفت.ابتکار گریفیث استفاده از نماهای نزدیک بود که در ان زمان هنوز متداول نشده بود. ابداع گریفیث پایه ای شد تا یک واقعه داستانی که تا قبل از ان با یک نمای باز فیلم برداری می شد به نماهای متنوع تقسیم شود و خلاقیتی در تصاویر ایجاد شود که تاثیر بیشتری در تماشاگر داشته باشد.به عبارتی گریفیث تقطیع نماها یا «دکوپاژ»را که مهم ترین ویژگی کارگردانی در فیلم است ابداع کرد.او را «پدرهنر فیلم»یا«پدر کارگردانی سینما»نامیده اند. نمای درشت،ابداعات هنری،نجات در اخرین لحظه ی داستان،از ابداعات او است. با بردین نماها و کوتاه کردن طول ان ها هیجان فیلم را افزایش داد. گریفیث سینمای داستانی بلند را شکل داد. «مونتاژ شتابنده» و «مونتاژ روایی»از ابداعات گریفیث است. اثار:تولد یک ملت(درباره جنگ های داخلی و نژاد پرستانه ی امریکا)،تعصب *سیسیل هپورث:او با کشف قابلیت های بیانی،داستان های حادثه ای(اکشن)را در سینما رایج کرد.داستان پردازی،تعویض سریع صحنه ها و ایجاد تکنیکِ حفظ و تداوم جهت،از ابداعات او بود.هپورت از طریق توجه روی پرده و ترتیب پشت سر هم قرار گرفتن نماها،به واقعیت فیلم،جهت و جغرافیا بخشید و ان را واقعی تر جلوه داد.یعنی سوژه ای که از سمت چپ کادر وارد می شد،در نمای بعدی باید از سمت راست خارج می گردید. اثار:نجات یافته توسط روروِر. *مک سِنِت :او را اغازگر کمدی ها کوتاه و «اسلپ استیک»در سینما می دانند. اسلپ استیک نوعی کمدی پرتحرک و خراب کارانه بود که ان را کمدی بزن و خراب کن نیز می نامیدند.این نوع کمدی پر از صحنه های به هم ریختن و خرد کردن و حرکاتی مانند پرت شدن و ضربه خوردن و بریز و بپاش بود.(مانند فیلم های لورل و هادری). مک سنت در کشف و معرفی استعدادهای بزرگ سینمای کمدی نقش ارزنده ای داشت.یکی از شاگردان معروف او«چارلی چاپلین»بود. از ویژگی های مک سنت،سرعت عمل در برش های سینمایی است. صحنه های بزن و بکوب،پرواز کیک های خامه ای و خرد شدن اتومبیل ها از ویژگی ها فیلم های اوست. مک سنت با تکنیک «فست موشن»یا حرکت سریع،لحظه های کمیک را تقویت کرد. *چارلی چاپلین:چاپلین را بزرگترین بازیگر تاریخ سینما می دانند.او اولین بار در سال 1913به شرکت مک سنت رفت و خیلی زود خود را به عنوان یک کمدین به سینما معرفی کرد. چاپلین خیلی زود در تیپ«ولگرد»ظاهر شد،ولگردی مهربان با شلواری زانو انداخته،کفش های کهنه،کلاه لبه دار و عصا که به دنبال سر پناه کوچکی می گشت. «پسر بچه»نام اولین فیلم بلندی بود که چاپلین ان را کارگردانی کرد. در فیلم های او همه چیز در جهت مخالفت با اوست.تحقیرهایی که نسبت به او روا می شود.همه و همه نشانه هایی از ظلم و ستم اجتماعی است.ولگردی که نه به حکم جامعه و نه حتی از سر تصادف،بلکه به میل خود و با اگاهی،لباس قربانیان را به تن می کند تا دلبستگی خود را به طبقه فرودست جامعه نشان دهد. ساختار داستانی اثار چاپلین اساسآ با نوعی تراژدی امیخته با کمدی و زهرخند همراه است.اثار چاپلین در دو دوره صامت و ناطق ساخته شد. اثار صامت:دوش فنگ،پسر بچه،ساعت یک نیمه شب،ولگرد،خیابان ارام،زندگی سگی(طنزی بر وضعیت اقتصادی جامعه امریکا)،پسرک،روشنایی های شهر،عصر جدید(بازتابی از بحران اقتصادی و هجوی تند علیه ماشینیلزم) اثار ناطق:دیکتاتور بزرگ(اولین فیلمی که چاپلین در ان زبان به سخن گشود)،موسیو وردو(هجوی از قوانین اجتماعی در مقابله با جنایت)،سلطان در نیویورک(طنزی دارای مفاهیم فلسفی و گاه اشاره به زندگی خود چاپلین)،کنتسی از هونگ کونگ(اخرین فیلم او که ملودرام ساده ای است و چاپلین در ان نقش کوتاهی ایفا می کند)،لایم لایت یا روشنایی های صحنه(فیلمی که در ان چاپلین با باسترکیتون همراه شد). *باسترکیتون:از برجسته ترین بازیگران و کارگردانان سینمای کمدی صامت است. او به سبب ویژگی های سرد و بی احساسش لقب«چهره سنگی»را گرفت. کیتون در اثارش همواره بر مسکلات غلبه می کند و تماشاگر با پایان خوش روبرو می شود.ویژگی بازی او درگیر شدنش با اشیاء مکانیکی و وسایل دست ساخت بشر شکل می گیرد. اثار:ژنرال،فیلم بردار. *کارل تئودور درایر:کارگردان دانمارکی که در فیلم های خود برای اولین بار،روانشاسی شخصیت را از طریق نمای نزدیک چهره تغییر داد. مهمترین اثر او«مصائب ژاندارک»است که با تکیه بر اصول زیبایی شناسی و روانشناسی به فیلم کلوز اپ شهرت یافته است. فیلم مصائب ژاندراک را اخرین فیلم صامت سینما می دانند. استفاده از بازی های واقع گرایانه از ویژگی های اثار او بود.در طی فیلم برداری،درایر برای انکه بازیگران بتوانند حالات رنج و شکنجه را تجربه کنند،ان ها را وادار می کرد تا در تمرین های سخت شرکت کنند.برای ایجاد حالت رنج،موهای مارایا فالمونتی(ژاندارک)را در برابر دوربین با قیچی به طرز دردناکی چید. درایر را خالق سینمایی دینی می دانند. اثار:مصائب ژاندراک،خون اشام،روز خشم.